![]() |
![]() |
|
| آران و بیدگل ,مسولان,دانشگاه پیام نور و...از دیدگاه طنز و واقعیت |
|
مهمترين اتفاقي هنري كه در اين هفته هاي اخير در شهر ما روي داد , بدون شك برگزاري كنسرت موسيقي سنتي بود كه اولين كنسرت رسمي آران وبيدگل به حساب مي آمد اين رويداد هنري به رغم تبليغات محدود ومحافظه كارانه با استقبال خوب هنر دوستان به مدت سه شب در سالن ارشاد برگزار شد∙ اين كنسرت به سرپرستي آقاي جعفري و با تنظيم آقاي آقايي و اجراي آن ها و دوستان جوان هنرمندشان همراه با خوانندگي آقاي وزيري درسالن ارشاد شهر به روي صحنه رفت ( همنوايي تار وني در كنار كمانچه و ضرب و سه تار) وبا اجرايي قابل قبول به كار خود پايان داد. به هر حال برگزاري چنين برنامه اي كه در شهر ما بي سابقه بود رويدادي شگفت انگيز به حساب مي آيد كه اميدواريم تداوم يابد∙ **** ديگر اتفاقات مهم شهر كنار رفتن مسلم مكاري نژاد رئيس آموزش و پرورش بود كه بعد از سالها انتظارسرانجام اتفاق افتاد!! هم چنين امام جمعه شهر (آقاي روحاني) را هم ظاهرا به بدلايل سياسي استعفايش دادند!! **** در روزگاري كه سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها كرده اند ,اخيرا شنيده شده "آقاي عنايتي" صاحب يك خوار و بار فروشي ظاهرا به دليل گفتن الفاظ سياسي , چند روزي به شدت مورد لطف ماموران اطلاعات قرار گرفته است∙ ضمن اين كه چند وقتي هست فضاي شهر با حضور پر تعداد ماموران انتظامي توام شده است∙ |
|
+ نوشته شده در
شانزدهم خرداد 1387ساعت 9:56 توسط آزاد |
|
|
باز هم فصل بهار و گرماي عجيب اون از راه رسيد و باز هم مسئله لباس ها! سال قبل دردانشگاه بساطي بر پا بود, پسرهايي كه حتي لباس آستين كوتاه معمولي پوشيده بودند براي ورود به داخل دانشگاه و شركت در كلاس درس با مشكل مواجه بودند !! نگهبان دانشگاه به آن ها گير ميداد وحتي در مواردي مانع از ورود دانشجويان به داخل سالن دانشگاه مي شد كه درگيري ها و درد سرهايي به دنبال داشت اما در زمان امتحانات پايان ترم مساله نه تنها حل نشد بلكه جدي تر شد . دانشجوياني كه با هزار زحمت خودشان را براي امتحان آماده كرده بودند در مقابل در ورودي با ممانعت نگهبان به خاطر آستين كوتاه بودن لباس هايشان مواجه مي شدند و بايد منتظر مي ماندند بعد از اين كه مورد خنده وتمسخر ديگران واقع شدند ,آقاي شعيبي مسئول فرهنگي دانشگاه چند دقيقه مانده به شروع امتحان بيايد و اسمشان را ياد داشت كند(به ياد دوران دبستان) وبه آنها هشدار دهد در صورت تكرار اجازه حضور در جلسه امتحان را نخواهند داشت ! شما خودتان را جاي اين دانشجو بگذاريد اول صبح با هزار استرس ونگراني آماده امتحان شده اي, تمام فكر وذهنت را آماده امتحان كرده اي و با تو اين گونه رفتار مي كنند. ديگر حالي براي امتحان دادن مي ماند؟ آقاي شعيبي مي گفت اندازه مجاز آستين بايد سه ربع باشد!!! مي گفتند قانون است اما اين چه قانوني بود كه فقط در دانشگاه ما اجرا مي شد؟! يادش به خير! در كتاب ها خوانده بوديم و فكر مي كرديم, ارزش آدم ها به انسانيت آن ها است نه به لباسشان افسوس... |
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:56 توسط آزاد |
|
|
با سلام وتبريك سال نوو قول اين كه امسال هر هفته وبلاگ را آپديت كنيم ! وبا آرزوي اينكه به جاي فكر كردن به مسائل پيش پاافتاده مثل قيمت گوجه و نرخ بنزين و گراني زمين وخونه وبيكاري و ... به شكوفايي برسيد! در اين يك ماه اخير اتفاقات جالب شهرمون را مرور مي كنيم:
انتخابات با خوبي وخوشي و همان طور كه پيش بيني ميشد به پايان رسيد! ميگن در آران وبيدگل بيش از ۳0000 نفر در انتخابات شركت كردن ∙ شما باور ميكنين؟ مراسم سال نو هم مثل ساير اعياد مذهبي ما همراه با روضه و گريه وزاري در قبرستان هلال بر پا شد !! با توجه به اين كه امسال سال نوآوري و شكوفايي ناميده شده , نمايشگاهي هنري(نقاشي طراحي عكس و..) براي اولين بار درجهان در قبرستان (محمد هلال) برپا شد كه طبق شنيده ها مردگان نيز از اجراي آن ابراز خشنودي كردند!! مهندس گرانمايه كه در آران مورد حمله قرار گرفته بود, در بيدگل سخنراني كرد و مورد استقبال قرار گرفت! در حالي يك ماه از سال جديد نگذشته بود چند جوان در عرض چند روز اقدام به خودكشي كردند ويك نفر هم با چاقو به قتل رسيد |
|
+ نوشته شده در
سی و یکم فروردین 1387ساعت 23:24 توسط آزاد |
|
|
انتخابا ت هشتمين دوره مجلس نزديك است ; سال هاي زيادي مي گذرد كه خيلي ها در آران وبيدگل در گوشه و كنار ناله مي كنند كه اگر مي خواهيم شهرمان سر و ساماني بگيرد بايد نماينده مستقل داشته باشد.
خيلي ها مي گويند كه يك نماينده كاشاني نمي خواهد يا نمي تواند كار خاصي براي آران وبيدگل بكند. بهر حال ظرفيت هاي بالاي شهر كاشان كه حتي ادعاي استان شدن هم دارد و البته تنگ نظري هاي سالهاي اخير آن ها نسبت به آران وبيدگلي ها اين ذهنيت بواقع درست را بوجود آورده است. اين كه شهر ما بعد از چندين سال صاحب يك نماينده مستقل بشود حق مردم است. وقتي شهر نطنز با آن شرايط سال هاست نماينده دارد آيا داشتن يك نماينده بعد از ساليان براي آران وبيدگل حرف زيادي است؟ اما در شرايط فعلي اين سخن كه اگر همه مردم شهر هم به يك نامزد همشهريشان راي بدهند باز هم كاشاني ها با آن همه پتانسيل, سابقه وادعا و نفوذ اجازه نمي دهند كه يك آران و بيدگلي راهي مجلس شود دور از واقعيت نيست. اي كاش كمي چشم و گوشمان را باز مي كرديم, گول حرف ها ووعده هاي توخالي را نمي خورديم و به جاي آه وناله , فكري اساسي به حال خودمان مي كرديم , براستي از سال ها آ ه وناله كردن چه چيزي بدست آورده ايم؟ در حالي كه مي توانيم بوسيله ابزار هاي مختلف به مانند نامه نگاري با تاييد همه مردم شهر يا با اقدامي عملي مانند تحريم يكپارچه انتخابات, اعتراض خودمان را از نداشتن نماينده مستقل به گوش مسئولان برسانيم فقط گوشه اي مي نشينيم و غرغر مي كنيم و دست آخر وعده هاي دروغين ما را فريب مي دهد و باز... همان آش و همان كاسه!! وقتي كه خودمان به فكر خودمان نيستيم آيا مي توانيم از دیگران انتظاری داشته باشيم؟ |
|
+ نوشته شده در
نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:53 توسط آزاد |
|
|
در اين پست قصد داريم با نگاهي وسيع تر به سطح جامعه به درج خبر ويژه ومهمي بپردازيم كه اين روزها مورد توجه محافل دانشجويي قرار گرفته است. ... علي رغم اظهارات مقامات سازمان سنجش، طي سالهاي گذشته سهميه بندي جنسيتي دربسياري از رشته هاي دانشگاه ها اعمال شده است. اگر چه مقامات اعلام کرده اند که درصد ورودي دختران به دانشگاه ها امسال نيز 65 درصد بوده، اما با توجه به روند رشد اين رقم طي سالهاي گذشته، درصدهاي اعلام شده رسمي واقعي به نظر نمي رسد. وحيده مولايي عضو گروه ميدان زنان، عضو کميسيون زنان دفترتحکيم وحدت که موضوع سهميه بندي جنسيتي را به صورت جدي در محافل مختلف دنبال مي کند درگفت وگو با روزضمن اعلام اين مطلب گفت شواهد جديدي يافته اند که نشان مي دهد به صورت جدي دررشته هاي پزشکي سهميه بندي جنسيتي اعمال شده است. مولايي گفت: "رييس سازمان سنجش درتاريخ 19 بهمن 86 درمصاحبه ايي گفتند که هيچ دونفري وجود ندارند که دريک منطقه با يک رتبه برابر يکي دررشته پزشکي قبول شود و ديگري نشود. درصورتي که بعد از فراخواني که درسايت ميدان وکميسيون زنان داديم، چند نفر ازنتيجه سهميه بندي شکايت کردند. اين افراد حتي کارنامه پسراني که با آنها نمره برابر داشتند اما دررشته هاي پزشکي قبول شده بودند را به دست آوردند وبه ما ارائه کردند. ولي اين دخترها با همان نمره ها دررشته هاي پزشکي قبول نشده بودند." عضو گروه ميدان، به عنوان يکي از فعال ترين بخش هاي حوزه زنان پيش از اين فراخواني در وب سايت خود منتشر کرده بود که به کساني که مي خواهند از وزارت علوم وسازمان سنجش شکايت کنند اين امکان را مي دهد که به صورت رايگان ازخدمات وکلايي که توسط اين گروه به صورت داوطلبانه اين پرونده ها را پيگيري مي کنند، استفاده کنند. تا حالا 7 نفر به اين گروه از وکلا مراجعه کرده اند که ازميان آنها دو نفرشکايت هاي خود را ثبت کرده که هم اکنون شکايت هاي ياد شده از سازمان سنجش ووزارت علوم درحال پيگيري است. وحيده مولايي با اشار به آمارهايي که طي ماه هاي گذشته به دست آورده اند گفت: "براساس نتيجه تحقيقاتي که انجام داديم، به اين نتيجه رسيديم که سهميه بندي اعمال مي شود. وبعد ازاعلام آمارهاي مرکز پژوهش هاي مجلس، سازمان سنجش هم اين را بلاخره تاييد کرد وگفت که دريک سري ازرشته ها اين سهميه بندي اعمال شده است ولي امسال براساس گزارش ها واطلاعاتي که جمع آوري کرديم مشاهده کرديم که سازمان سنجش اين طرح سهميه بندي را دربيشتر رشته ها اعمال مي کند." او درخصوص دلايلي که براي چنين سهميه بندي اعلام شده گفت: "در رشته هاي پزشکي دليلي که مي آورند مي گويند مي خواهيم تعداد پزشکان زن ومرد برابر شود که در نتيجه مردان به پزشکان مرد وزنان به پزشکان زن مراجعه کنند. ولي در رشته هاي ديگر توجيهي براي اين موضوع وجود ندارد. ولي طبق گزارش هاي ما حتي در رشته فيزيک هم سهميه بندي جنسيتي اعمال شده است." اين فعال حوزه زنان درتحليلي دلايل سهميه بندي جنسيتي توسط مسئولان دولتي گفت: "يکسري سياست هاي تفکيک جنسيتي دردستورکارمسئولان قراردارد که مي خواهند رستواران ها، سينماها وحتي پياده رو ها رو زنانه مردانه کنند. فکر مي کنم اين سهميه بندي به عنوان يکي از مقدمه هاي اعمال اين سياست باشد. وقتي مي خواهند حضور زنان در جامعه کمتربشود بايد از دانشگاه ها شروع کنند. الان يکي از جاهايي که زنان مي توانند خودشان را نشان بدهند دانشگاه هاست ومسلما دولت و مجلس هم اين قضيه را فهميده اند و اين کاررا انجام مي دهند. دلايلي که خودشان اعلام مي کنند چيزهايي ديگري است که نه تنها براي ما بلکه براي هيچ فرد عادي هم قابل قبول نيست. برخي نمايندگان مجلس مي گويند چون زنان اجازه اشتغالشان دست شوهران ياپدرانشان است، امکانات بيت المال با تحصيل آنها ازبين مي رود. يا اينکه دختران هر چه تحصيلاتشان بيشتر باشد سن ازدواج بالا مي رود وهمين طور ميزان طلاق. بنابراين مي گويند براي حفظ کيان خانواده چنين سياستي اعمال مي شود. برخي ديگر ازنمايندگان مجلس از واژه «احساسات جنسيتي»!! نام برده اند که ظاهرا کشف خودآنهاست. مي گويند يک سري از رشته ها قداست دارد ودخترها نبايد وارد آن شود. مانندرشته هاي کشاورزي، معدن وديگررشته هاي مهندسي. يک سري ازنمايندگان حتي عنوان کرده اند که بايد يک سري رشته هايي ايجاد شود مثل خانه داري!! براي خانم ها , تا بتوانند دردانشگاه به تحصيل آن بپردازند. مسلم است با اين حرف ها دلايلي که ما براي سهميه بندي مي گوييم توجيه مي شود واينکه آنها مي خواهند زنها بيشتر درخانه بمانند. |
|
+ نوشته شده در
پنجم اسفند 1386ساعت 9:57 توسط آزاد |
|
|
و بلاخره امتحانات فرسايشي اين ترم تمام شد... حاشيه امتحانات : ü در ميان برف و سرما بسياري ازدانشجوياني كه از شهرهاي ديگر بايد مي آمدند با مشكل مواجه شدند
ü هر روز قبل از شروع امتحان" آقاي شعيبي" اكيدا اعلام مي كرد كه پاسخنامه ها با "مداد مشكي نرم پر رنگ"!! علامت زده شود, در حالي كه همه مي دانند امتحانات تستي تشريحي ( قريب 90درصد امتحانات ) با خودكار پر مي شود!
ü تقلب حق مسلم ماست!!; اين گفته ي بعضي از دانشجوياني است كه اعتقاد دارند اگر سر جلسه تقلب نكنند, خاطره اي از دانشگاه نمي ماند كه بعد ها براي دوستانشان تعريف كنند ولذت ببرند !! ü مراقبين بر سه دسته اند; عده اي بسيار دقيق و حواس جمع ,عده اي كلا شوت اند وعده اي نگاهشان به روي فرد خاصي ( از جنس مخالف!) زوم شده ولا يتغير است !! ü اكثر امتحانات در فضايي خوب, گرم ومناسب و در راس ساعت مقرر بدون مشكل خاصي برگزار شد, كه شايان تقدير است. ü بديهي است كه دخترها نسبت به امتحانات حساس تر و پسرها بي خيال تر بودند , بعضي ها اعتقاد دارند اين امتحان ها كه چيزي نيست ,مهم امتحان الهي است!!! |
|
+ نوشته شده در
شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:49 توسط آزاد |
|
|
حسين تشنه لبيک بود نه آب! ولي افسوس که به جاي افکارش زخمهايش را نشان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي کردند!!!
"دکتر شريعتي" اين جا چند ساليست شهرستان شده است, يعني ما شهري شده ايم!؟ چه افتخار بزرگي!! اما ما در اين شهر چه داريم!؟ وچه نداريم!؟ ما اين جا هنوز حتي يك بيمارستان درست وحسابي نداريم , نه يك بازار وسيع ومتمركز , نه يك فرهنگسراي فعال , نه يك مركز علمي هنري كامل , نه يك استاديوم ورزشي مجهز , نه يك كتابخانه بدرد بخور , نه يك سالن تئاتر و سينما , حتي مدارس با امكاناتي هم نداريم. البته جاي غصه خوردن نيست, چون اگر هيچ كدام از شرايط يك زندگي معمولي و رفاه نسبي را نداريم, مهم نيست! در عوض چيزهاي ديگري داريم كه هيچ جايي در دنيا ندارد يا به اندازه ما ندارد! تا دلتان بخواهد مسجد و حسينييه و فاطميه و زينبييه ورقييه و ... داريم , تا دلتان بخواهد مراسم دعاي ندبه و كميل وتوسل و جوشن كبير و ابو حمزه ثمالي و...داريم! تا دلتان بخواهد روضه ,هيات, علمات, مداح, اسب و مشك وگهواره و پرچم و گريه وزاري داريم!
تا دلتان بخواهد جنگ ودعوا وكتك كاري وچاقو كشي و..بين اينور شهر و اونور شهر! تا دلتان بخواهد ادعا وچشم وهم چشمي بين اين محله و اون محله, كه تيغه هاي علمات ما از محله شما بيشتراست !در مراسم روضه ما كباب مي دهند اما در محله شما عدس پلو ! مداح ما قشنگتر مي خواند و... خدا را شكر هرروز بيشتر هم مي شود! گهگاهي امامزاده اي غريب!! پيدا مي كنيم يا مراسم عاشقان(؟) راه مي اندازيم , ياخيمه مي زنيم و صدقه جمع مي كنيم و... اين جا عجايب زيادي دارد مثلا كساني كه ميليون ها تومان از مال خود را (شايد براي اين كه پولشان حلال شود!!) براي ساخت يك مسجد يا براي يك مراسم مذهبي خرج مي كنند ,حاضر نيستند يك ريال براي تجهيز يا ساخت يك كتابخانه, سالن ورزشي يا مركز هنري خرج كنند چرا؟! چون اين جور چيزها اجري ندارد و به بهشت رفتنشان كمكي نمي كند ! اين جا ميلياردها تومان هزينه ساخت يك حسينيه (فقط براي 10 شب) مي شود ,ميليون ها تومان خرج يك مراسم مذهبي , يك روضه يا يك مراسم دعا مي شود كه مثلا محله ما بالاتر از محله ديگران باشد!! اين جا هنر , تئاتر و موسيقي كفرزدگي است , ورزش كردن علافي است , خوش بودن وشاد بودن عين گناه است ! اما دعا خواندن , زيارت رفتن , روضه رفتن وصدقه جمع كردن و... عين صواب! ريش و شلوار گشاد و چادر مخملي ,نماد مسلمان تمام! و شلوار لي و چادر توري و جوراب نازك و ژل مو, نشانه كافر مطلق ! كما اين كه اگر يك نفر با مانتو در شهر ديده شود بعضي افراد جوري به او خيره مي شوند كه انگار طرف از مريخ فرود آمده است !! اين جا هنوز خانواده هايي هستند كه با درس خواندن وبه دانشگاه رفتن دخترانشان مخالفند وآن را مايه فسق و فجور مي دانند روحانياني كه نگاه كردن يا حرف زدن پسر و دختر را بزرگترين مشكل بشر مي دانند و پشت بلندگوها فرياد مي زنند كه مردم بشتابيد كه دين وايمان جوانانتان از دست رفت! مداحاني كه پشت نام مقدس حسين(ع), پول هاي كلان مي گيرند و براي به گريه انداختن مردم به هر تزوير و دروغي تن مي دهند وافرادي كه اين مبلغان دروغين و توخالي را نماينده خدا وپيغمبر مي دانند ! خلاصه اين جا تا دلتان بخواهد جهل وتعصب و ناداني داريم ... اما از طرف ديگر اين جا پر از استعدادهاي ناب وبزرگ است( كما اين كه تعدادي از بزرگترين استادان ودانشمندان و جراحاني كه در ايران وحتي در آن سوي آب ها دراروپا و آمريكا فعاليت مي كنند برآمده از اين شهر هستند) در گوشه گوشه اين شهر و با همه اين حرف ها و مسائلي كه گفتيم جوانان با استعدادي زندگي مي كنند كه اگر كوچكترين توجهي به آن ها شود, در زمينه هاي علمي , هنري و ورزشي سر آمد خواهند بود . اما حيف; حيف كه بسياري از اين استعداد ها مكاني براي رشد و پرورش نمي يابند و يكي پس از ديگري فراموش مي شوند . |
|
+ نوشته شده در
بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:21 توسط آزاد |
|
|
در شرايطي كه جنبش دانشجويي ايران در شرايط سخت و حساسي به سر مي برد و دانشجويان را به خاطر قلم و طرز فكرشان و به گناه آزاد انديشي و عدالت خواهي به زندان مي كشند و شكنجه مي دهند امسال هم روز دانشجو در دانشگاه هاي مختلف ايران گرامي داشته شد اما جمعه 16 آذربه همت انجمن مديريت دانشگاهمان مراسم زيبا و با شكوهي به همين مناسبت در كانون نصر برگزار شد كه سطح آن واقعا از دانشگاه پيام نور ما بالاتر بود و بعد از مدت ها احساس خوبي از دانشجو بودن به ما دست داد حاشيه هاي مراسم : - استقبال دانشجويان از جشن به حدي بود كه خيلي ها به علت كمبود جا و صندلي مجبور شدند حدود 4 ساعت ايستاده مراسم را تماشا كنند تا ما باز هم تاسف بخوريم كه در اين شهرستان يك سالن بزرگ و مناسب نداريم - براي جشن برنامه هاي متنوعي تدارك ديده شده بود از جمله موسيقي ٬ مسابقه٬ تاتر٬اجراي موسيقي توسط گروه ناشنوايان و ............. - اما جالب ترين بخش مراسم٬ فيلم كوتاه تهيه شده از صحبت هاي بچه هاي دانشگاه در ارتباط با مشكلات دانشجويان و سوالات آن ها از مسئولين بود كه آقاي شعيبي ( به جاي رئيس دانشگاه) زحمت كشيدند و يك تنه به همه آنها جواب دادند(از كيفيت غذا گرفته تا اندازه مجازآستين ها)و هر بار هم توسط دانشجويان هو شدند!!
- رئيس دانشگاه هم در اواسط مراسم تشريف آوردند و با استقبال دانشجويان مواجه شدند ايشان همچنين سخنراني كوتاهي نيز بيان كردند - متاسفانه با بعضي از آقاياني كه با موبايل از مراسم فيلم برداري مي كردند و همچنين خانم هايي كه در انتهاي سالن به شكل ساده اي شادي مي كردند برخورد هاي توهين آميزي انجام گرفت. - همچنين فرماندار فرهيخته‼ شهر ما دقايقي ميهمان مراسم بودند و با قدوم مبارك ‼خود محفل ما را منور كردند!! |
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:47 توسط آزاد |
|
|
تقدیم به عزیزان٬ (آقای کریمی و خانم فریدونی دو تن از كادراجرايي خوب دانشگاه) که سال گذشته در اثر سانحه تلخ رانندگی جان خود را از دست دادند. آنها از جنس زمینی ها نبودند نمی دانم از کجا آمده بودند و به کجا رفتند فقط می دانم که خیلی زود رفتند خیلی زود و ما را با خاطراتشان تنها گذاشتند. نمی دانم این چه رسم پلیدی است که دست زمانه هر گلی را که خوشبوتر است٬ زودترمی چیند امشب حال غریبی دارم بغض سنگینی راه گلویم را بسته است دلم برای وجود عزیزانی تنگ است
می خواهم تا صبح بیدار باشم وبه آسمان نگاه کنم تا شاید آنها را در آسمانها ببینم اما نمی دانم چرا آسمان هم امشب سیاه پوش است انگار او هم چیزی را از دست داده انگار او هم همدرد من است. تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است چگونه عکس تو دربرق شیشه ها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است هنوز پنجره باز است تو از بلندی ایوان٬ به باغ می نگری درخت ها و چمن ها وشمعدانی ها به آن ترنم شیرین٬ به آن تبسم مهر٬ به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند تمام گنجشکان که در نبودن تو مرا به باد ملامت گرفته اند تو را به نام صدا می کنند هنوز نقش تو را از فراز گنبد کاج٬ کنار باغچه٬ زیر درخت ها٬ لب حوض٬ درون آینه آب می نگرند به خواب می ماند٬ تنها به خواب می ماند. چراغ ٬ آینه٬ دیوار٬ بی تو غمگینند تو نیستی که ببینی
|
|
+ نوشته شده در
ششم آذر 1386ساعت 22:41 توسط آزاد |
|
|
سايت دانشگاه : سايت دانشگاه يا به عبارتي بهتر محوطه شخصي "خانم اقباليان" !!! يكي از بخش هاي بسيار فعال دانشگاهــه بـه گونه اي كه يــا اكثرا تعطيله يــا به خاطر تشكيل كلاس , |