![]() |
![]() |
|
| طنز و جدی,تلخ و شیرین همراه با آران و بیدگل ,دانشگاه پیام نور ,مسئولان و... |
|
دو سال قبل در چنين روزهايي اولين مطلب وبلاگ را نوشتيم, يك طرح از پيش تعيين شده نبود ; همه چيز از يك حادثه شروع شد. امتحانات پايان ترم دانشگاه بود , داشتيم مي رفتيم سر جلسه كه جلوي در مانع ورودمان شدند كه چرا لباس آستين كوتاه پوشيدي!؟ يادش به خير اون زمان خانم دكتر رئيس دانشگاه بود و آقاي شعيبي حسابي جولان مي داد. هر روزيك طرح جديد را نمي دانم از كجايشان در مي آوردند و در پاچه دانشجويان مي كردند! زير با زور نرفتيم ; روزهاي بعد حسابي جر و بحث كرديم, حتي يك روز من و چند تاي ديگر را 20 دقيقه از امتحان گذشته پشت در نگه داشتند, اون روز سر جلسه استرس و فشار عصبي زيادي بهم وارد شد و همين امر باعث جرقه وبلاگ شد. مساله آستين مساله كوچكي است; مي دانم, اما وقتي در مقابل ظلم هاي كوچك سرت را پايين بياندازي و تسليم شوي كم كم آماده تسليم شدن در مقابل ظلم هاي بزرگتر مي شوي. با وبلاگ آشنايي مختصري داشتم, امتحانات كه تمام شد اولين مطلب كه تند هم بود نوشتم و تبليغ وبلاگم را هم با پررويي توي يكي از برد هاي دانشگاه زدم. جالب بود يك ساعت بعد يكي تبليغ را ديده بود و به وبلاگ سر زده بود و جواب سختي به ما داده بود. خيلي حال كردم به من گفته بود: دلقك ! پس مطلبم اثر گذاشته بود!! روزي كه وبلاگ را شروع كردم, دانشجوها را به خاطر اندازه آستين لباسشان به دانشگاه راه نمي دادند اسم دانشجو را مثل كلاس اولي ها مي نوشتند و پشت در نگهش مي داشتند ْآن روز رئيس وقت دانشگاه همه نوع تحقيري را در حق دانشجوبا كمك معاون به اصطلاح فرهنگيش مجاز مي دانست و امروز كه آخرين مطلب را مي نويسم آن رئيس رفته و ديگر دانشجويان مورد آن توهين ها قرار نمي گيرند و من خوشحالم كه دراين روند وبلاگ ما هم تاثير داشت. سعي كردم صادقانه و بدون عقده شخصي اما بي رودربايستي بنويسم در اين راه با دوستي وفادارهمراه بودم كه مثل من آزاد بود و گهگاه ضمن نگارش مطالب, حرف ها و نوشته هاي تند مرا هم اصلاح مي كرد. در وبلاگي كه با اسم مستعار نوشته مي شد كه نمادي از اخلاق و رفتار ما بود آزادي عمل زيادي وجود داشت و مي شد هر مطلبي نوشت اما سعي كرديم به كسي توهين نكنيم و حرمتها رانشكنيم. از مسئولان دانشگاه و حتي از رئيس دانشگاه پيام ها و ايميل هايي داشتيم كه بعضا به رسم امانت پيش ما باقي خواهد ماند. در مقابل اهانت ها و گستاخي هايي كه مسئولان آن زمان نسبت به دانشجويان روا داشتند ,درحالي كه اطلاعات زيادي از اعمال و رفتار آن ها داشتيم, جايز بود حتي تندتر و بي پرواتر موضع گيري كنيم اما گذشتيم... پير گلرنگ من اندرحق ازرق پوشان رخصت خبث نداد ار نه حكايت ها بود و آخرين سخن اينكه اينترنت تنها راه نيم بند آزادي است كه هركسي مي تواند نظرات وعقايدش را بنويسد. وبلاگ ما ضعف هاي بسيار زيادي داشت اما سهم بسيار كوچك خود را ايفا كرد و اثراتش را حداقل در مقطعي در دانشگاه بر جا گذاشت. اميدوارم عده اي دور هم جمع شوند و از اين راه براي روشنگري در محيط خود كه مي تواند به كوچكي دانشگاه و شهر و يا به بزرگي يك جهان باشد بهره گيرند. يادمان باشد اگر باطل را نمي توان ساقط كرد مي توان رسوا كرد و به زمان شناساند. پايان... مصا حبه با رئيس دانشگاه پيام نور آران وبـيدگل:) طـنــز |
|
+ نوشته شده در
چهارم شهریور 1388ساعت 9:46 توسط آزاد |
|
|
بيانيه دانشگاه پيام نور مركز آران و بيدگل حضور حماسي و بي نظير ملت شريف ايران در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، بيست و دوم خرداد را به يك روز تاريخي در ايران اسلامي تبديل نمود ملت آگاه و شريف ايران با پاسخ به نداي رهبر حكيم و فرزانه انقلاب ، بار ديگر همچون گذشته از آزمون انتخابات سربلند و پيروز بيرون آمد و به همگان ثابت نمود كه در راه تحقق پيشرفت و عدالت كوتاه نخواهد آمد. حضور گسترده مردم در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري افتخار ، عزت و انسجام ملي را افزايش داد و به جهانيان نشان داد كه ملت بزرگ ايران هيچگاه تسليم خواست زورگويان و ياوه گويان نخواهد شد . مردم فهيم و ولايت مدار ايران اسلامي نشان دادند كه به دور از هرگونه تعصب ، گرايش ها و فرافكني هاي غير منصفانه و صرفاً بر اساس برنامه ها ، تلاش ، اخلاص و صداقت ، شخص اصلح را برمي گزينند اينجانب به نمايندگي از اساتيد ، كاركنان و دانشجويان ضمن تبريك اين حماسه عظيم به محضر مقام معظم رهبري حضرت آيت اله خامنه اي (مدظله العالي)، مردم شريف و آگاه و نيز منتخب شايسته و رئيس جمهور محبوب ، جناب آقاي دكتر احمدينژاد، توفيق و سربلندي ايشان را در ظل توجهات حضرت ولي عصر (عج) از در گاه ايزد منان خواستارم . اميد است به پشتوانه راي قاطع مردم و با همكاري و همدلي آنان، اين دولت بتواند پاسخگوي اعتماد ملت باشد . دكتررضا رمضاني سرپرست دانشگاه پيام نور مركز آران و بيدگل ...................................................................
متن بيانيه آقاي رمضاني را خوانديم که در سایت دانشگاه (http://pnuab.ac.ir) هم نوشته شده اما ايشان در بخشي از متن نامه خود را نماينده اساتيد, كاركنان و دانشجويان معرفي كرده كه بنده به عنوان يك دانشجو ضمن احترام به عقيده شخصي ايشان از اين نمايندگي اعلام برائت مي كنم! اما از آنجايي كه بيانيه دادن اين روزها مد شده ما هم بد نديديم بيانيه اي صادر فرماييم!!
مشروح بيانيه: بنده هم قتل عام جوانان غيور اين سرزمين و كشتاروحشيانه و شكنجه جمعي ازدوستداران واقعي ايران و انقلاب, هجوم ناجوانمردانه نظاميان به كوي دانشگاه تهران و ضرب وشتم دانشجويان بي گناه و ايجاد فضاي نظامي و امنيتي در ايران بزرگ رابه آقاي رمضاني, مقامات معظم و رئيس جمهور محبوبشان تبريك عرض كرده و توفيق و سربلندي آن ها را در ويراني اين سرزمين بزرگ و كشتارو شكنجه اين مردم فهيم خواستارم. آزاد از دانشجويان دانشگاه پيام نور آران و بيدگل!
|
|
+ نوشته شده در
هجدهم مرداد 1388ساعت 11:6 توسط آزاد |
|
|
از آخرين مطلب وبلاگ زمان زيادي گذشته كه بنا به دلايلي فرصت نوشتن مطلب جديدي بوجود نيامد اما امروز مي خواهم از دوستانم در دنياي مجازي بنويسم. حادثه وبلاگ نويسي من كه درپست بعدي آن را توضيح خواهم داد باعث شد تا در دنياي اينترنت با انسان هايي روشن فكر و آزاد انديش روبرو شوم كه دراين شهر مدت ها در روز روشن با چراغ به دنبالش گشته بودم اما نيافته بودم, مي خواستم بهشان بگويم كه دوستتان دارم. وبلاگ آقاي كدخدايي را هميشه مي خوانم ,فوق العاده است ; مطالب جذاب و به روزي دارد, از آمار وبش مي توان فهميد. يك وب روشن فكرانه با تكيه بر مسائل مهم روز ومنابع ديگران, همراه با حاشيه نويسي ,كه اميدوارم آقاي كدخدايي كه نديده دوستش دارم از قلم خودش هم بيشتر استفاده كند . وب آقاي فرزين را هم اكثرا مي خوانم; حس و حال شعر و موسيقي هم دارد. وب قشنگي است. ديگر وب ها راهم سركي مي زنم وب آقايان توحيدي, خطيب, ستاري , صابري, فرزانگان, سعيدي, نصيري, باغبانزاده و... هرچند با طرز تفكر بعضي از آن ها مخالفم اما به همه شان خسته نباشيد مي گويم. در مورد رسانه هاي مكتوب ماهنامه صبح صادق و قلم آقاي توحيدي را پي گيربودم , به من نيرو مي داد اما حيف كه نگذاشتند... جوان كوير هم هرچند گاهنامه محتاطي است اما وجودش براي شهر موثر است, براي آقاي قرباني و دوستانش آرزوي موفقيت مي كنم. و از حسرت هايم اين كه در وب ها خوانده بودم كه در بيدگل جلسات نقد ادبي برگزا مي شود, دلم مي خواست شركت كنم كه شنيدم تعطيلش كردند; اي كاش شرايطي محيا مي شد كه اهل شعر و موسيقي و هنر دور هم جمع مي شدند اما...
|
|
+ نوشته شده در
یکم مرداد 1388ساعت 11:5 توسط آزاد |
|
|
ای خطه ایران مهین دردا و دریغا وطن من ، وطن من
|
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 20:15 توسط آزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ مسولان شهرمان ومسایل مهم آن را به چالش میکشیم وبدون تعارف از مشکلات سخن خواهیم گفت
http://pnuaran.blogfa.com/ |
|
RSS
|